یکی از دو تا ماهی ای که برای عید خریده بودیم، امروز مُرد. بانو شاکی است، غضب الوده به من نگاه میکند و من را باعث و بانی این امر میداند. راستش ما تُنگ نداشتیم و ماهی ها را در یک گلدان(نسبتا بزرگ) گذاشته بودیم. چندی پیش برای بانو گل خریدم و گل را هم گذاشتم در همان گلدان که که خانه ی ماهی ها شده (بر خلاف میل بانو)، بانو میگوید این گل مسبب مردن این ماهی شده و اصرار دارد که این را اثبات کند. من میگویم حدس میزدم که همین روزها هر دو بمیرند، میگوید چرا؟ میگویم خیلی بعید بود موجودی بتواند با تو در یک آپارتمان به این کوچکی بیشتر از سه ماه دوام بیاورد، حتی اگر زیر آب زندگی کند.
و بر غضب بانو افزوده می شود . . .