- ساقی به نور باده بر افروز جام
ما
مطرب بگو که کار جهان
شد به کام ما
ساقی: از چهره های
محبوب حافظ است. در غزل های حافظ از معشوق یا از پیر مغان کمتر نیست.
در بیان اهمیت ساقی
همین بس که دیوان شعر او با الا یا ایها الساقی آغاز می شود.
ساقی در دیوان حافظ
چند چهره دارد:
1: برابر با مغبچه ی
باده فروش یا صنم باده فروش که خدمتکار خوبروی خرابات است.
2: برابر با معشوق که
یا در عین یاری به ساقی گری می پردازد یا از برکت ساقی گیر ی به مقام یاری رسیده
است.
3: ساقی به معنای
عرفانی برابر با معشوق ازلی.
به نور باده برافروز
جام ما: جام ما از می پر فروغ و درخشان لبالب کن.
- مادر پیاله عکس رخ یار دیده ایم
ای بی خبر ز لذت شرب
مدام ما
شرب مدام: ایهام
دارد: 1: نوشیدن مداوم 2:نوشیدن شراب، مدام و مدامه یعنی شراب
:عارفان را همه در
شرب مدام اندازد.
- هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به
عشق
ثبت است در جریده ی
عالم دوام ما
جریده: دفتر حساب،
رساله، روزنامه.
سعدی: و بسا کسی که
جامه ی دشمنان پوشیده و نامش در جریده ی دوستان ثبت کرده اند.
- چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو
صنوبر خرام ما
صنوبر خرام: صنوبر
نیز مانند سرو تشبیه قد قرار میگیرد.
صنوبر خرام: صفت
مرکب، آنکه خرامیدن او همانند صنوبر است در حرکت به چپ و راست.
معنی بیت: ناز و
کرشمه و جلوه فروشی زیبارویان سروقد تا زمان است که یار صنوبر خرام ما آغاز جلوه
گری کند و پس از جلوه گری او سایر جلوه گریها از رونق می افتد.
- ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر
جانان پیام ما
زنهار: در اینجا بر
خلاف معمول (امان و پناه) نیست، بلکه به معنای تأکید است. مثل جایی که می گوید:
زنهار، کاسه ی سر ما پر شراب کن. یعنی قطعا، حتما، حکما.
- گو نام ما ز یاد به عمدا چه
میبری
خود آید آنکه
یادنیاری ز نام ما
بعمدا: عمدا
معنای بیت: خطاب به
باد می گوید به یار من بگو لازم نیست کوشش کنی که نام مرا از خاطرت ببری، بزودی
زمانی فرا می رسد که نیاز به این کوشش نخواهد بود و از شدت کم لطفی و فراموشکاری
خود به خود نام مرا به یاد نخواهی آورد.
- مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش
است
زانرو سپرده اند به
مستی زمام ما
مصرع اول ایهام
زیبایی دارد: 1: در چشم یار ما و از نظر او مستی خوب است . 2: هر مستی ای خوب
نیست، مستی چشم شاهد دلبند ما خوش است.
شاهد: در لغت: بیننده
و گواه . در استعمال صوفیه: به معنی مطلق خوب و خوبروی به کار رفته به این تعبیر
که او شاهد صنع خدای است. شاهدهای حافظ همانند شاهد های سعدی غیر عرفانی اند. :
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد .
- ترسم که صرفه ای نبرد روز
بازخواست
نان حلال شیخ ز آب
حرام ما
صرفه ای نبرد: نفعی
نبرد.
معنای بیت: برای اهل
پرهیز نگرانم و می ترسم که در روز قیامت و حساب و کتاب و تعیین ثواب و عقاب نان
حلالی که شیخ ریائی تحصیل کرده، از آب حرام ما (می) پسندیده تر درنیاید. آب حرام
کنایه از می است.
- حافظ ز دیده دانه ی اشکی همی
فشان
باشد که مرغ وصل کند
قصد دام ما
- دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی
قوام ما
دریای اخضر فلک: اخضر
یعنی سبز. حافظ در جاهای دیگر آسمان را به کبود یا نیلی یا فیروزه یا مینائی توصیف
کرده است.
اطلاق اخضر به فلک یا
آسمان در ادبیات فارسی و عربی سابقه دارد. چنانچه گنبد خضراء یعنی آسمان.
کشتی هلال: ممکن است
به نظر آید کشتی پهن ربطی به هلال ندارد، در حالیکه در گذشته کشتیهای باریک هلالی
هم می ساخته اند.